تبلیغات
رودبار بستک - هنگامی که تصور می کردی حواسم پیش تو نیست

هنگامی که تصور می کردی حواسم پیش تو نیست

چهارشنبه 5 مهر 1391
07:44
وبلاگ رودبار
هنگامی که تصور می کردی حواسم پیش تو نیست، دیدم که دلواپس و نگران منی کوشیدم تمامی آن چیزی باشم که می توانم.

هنگامی که تصور می کردی حواسم پیش تو نیست، دیدم که نخستین نقاشی مرا روی یخچال چسباندی و تشویق شدم تا نقاشی دیگری بکشم.

هنگامی که تصور می کردی حواسم پیش تو نیست، دیدم که به گربه ای آواره غذا دادی وبا خود اندیشیدم مهربانی با حیوانات چقدرزیباست.

هنگامی که تصور می کردی حواسم پیش تو نیست، دیدم که کیک مورد علاقه ام را صرفاً به خاطرمن درست کردی ودریافتم که چیزهای کوچک واقعاً چیزهای خاصی هستند.

هنگامی که تصور می کردی حواسم پیش تو نیست، نجوای دعاهایت را شنیدم وایمان آوردم خدایی هست که می توانم همیشه با او صحبت کنم.

هنگامی که تصور می کردی حواسم پیش تو نیست، بوسه ی شب بخیرت را روی پیشانیم احساس کردم و دریافتم که دوستم داری.

هنگامی که تصور می کردی حواسم پیش تو نیست، جاری شدن قطرات اشک را از چشمانت دیدم و فهمیدم که بعضی مواقع بعضی از چیزها انسان را ناراحت می کند و گریه کردن اشکالی ندارد.

هنگامی که تصور می کردی حواسم پیش تو نیست، نگاهت کردم... تا از بابت همه آن چیزهایی تشکر کنم که به عینه دیدم، درست هنگامی که تصور می کردی حواسم پیش تو نیست.













با سلام و درود به دوستان بازدید کننده،وبلاگ رودبار بستک در نظر دارد برای اطلاع رسانی و آموزش های ساده ، و در راستای سرگرمی و مسابقات مطالبی را ارائه دهد، امید است با نظرات زیبای شما بهبودی این وبلاگ را شاهد باشیم،
با تشکر
تمامی حقوق این وب سایت متعلق به رودبار بستک است. || طراح قالب avazak.ir