تبلیغات
رودبار بستک

رودبار بستک

وضو
شیر جهالت را می گشایم...
قصد بدی دارم...
دستان حماقت را آلوده تر می کنم..
کمی خیانت بر چهره لیاقت خویش می ریزم...
ساعد لئامت را تر  از جهالت می کنم...
کمی جهالت بر سر می کشم...
گوش های کر خود را بیشتر می پوشانم...
در پاهای  خود مانده ام...
مسحی از حماقت کنم یا با جنایت بشویمش.